سفارش تبلیغ
صبا ویژن

از عقل به عقل

اثرات سخاوت و خوش اخلاقی پنج شنبه 87/3/30 ساعت 7:45 عصر

  

 

پیامبرص فرمود: سخاوت درختى از درختان بهشت است، و هر کس به شاخه‏اى از شاخه‏هاى آن چنگ زند نجات یافته است.

 

در حدیث وارد شده که از پیغمبر اسلام صلّى اللَّه علیه و آله و سلم پرسیدند: کدام یک از اعمال از همه افضل و برتر است؟

فرمود: سخاوت و حسن خلق، و اگر با این دو ملازم گردید، به مقامى بلند خواهید رسید.

 

 و نیز فرمود: فرود آمدن روزى بر انسان سخاوتمند، سریعتر از فرو رفتن کارد در گلوى شتر است  (یا از برخورد کارد بر بلندترین جاى شتر سریعتر است).

 

و فرمود: خداوند عالم به فرشتگان مباهات مى‏کند، از کسى که به دیگران غذا بخوراند.

 

و فرمود: دو صفت است که خداوند آنها را دوست مى‏دارد: و آنها سخاوت و حسن خلق است و دو صفت را دشمن دارد، و آنها بخل و بد خلقى است. خداوند همه اینها را در این آیه جمع کرده :

 

وَ مَنْ یُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ

 و کسى که خویشتن را از بخل (و بد خلقى) نگاهدارد رستگار است

 

                                                                                                                                  ارشاد القلوب  ترجمه  سلگی ج1                                            

 


نوشته شده توسط: محسن

جتگ در کلاس یکشنبه 87/3/26 ساعت 9:51 صبح

  امروز دوباره در کلاس بحث اسباب جان گرفت استاد گفتند دلیل زلزله و دیگر بلاها را نباید گناهان مردم پنداشت اما بعضی  از اهالی کلاس زیر بار نرفتند .

 

دلایل استاد :

 

در حدیث داریم خداوند کارها را بدون اسباب  خاص خودش انجام نمیدهد پس میتوان گفت کشتار زلزله ناشی از سستی خانه هاست

 

بسیاری از مردم گناهکارند و در آن منطقه زلزله و بلایا ی دیگر رخ نداده است

 

دلایل اهالی کلاس: 

 

خداوند کارها را بدون سبب انجام نمیدهد اما لازم نیست اسباب و علل همگی مادی باشند علل میتوانند از نوع غیر مادی و برای ما غیر قابل فهم و درک باشند

 

واینکه در بعضی از مناطقی که مردم  گناهکار زندگی میکنند از زلزله خبری نیست شاید بشود گفت هر منطقه ای با بلایای خاصی آزمایش میشوند

 

 

 


نوشته شده توسط: محسن

عشق و امام صادق ع جمعه 87/3/17 ساعت 6:2 صبح

 

 

1.مردی به امام صادق ع عرض کرد:  مدتی است قلب من عاشق کنیز همسایه گشته است و از امام صادق ع چاره جویی کرد امام فرمودند : از دیدن او اجتناب کن و اگر هم او را دیدی این دعا را  بخوان  اَسئل الله من فضله

 ( یعنی : خدایا فضل  تو را می خواهم )         کتاب راز و نیاز به درگاه بی نیاز ص 269                       

 نکته : دعا باید به قصد خشنودی خداوند و تقرب به او خوانده شود یعنی خدایا چون این دعای من محبوب توست آنرا میخوانم زیرا دعا یک عبادت است و نیاز به قصد قربت دارد 

2. مفضل ابن عمر :  از امام صادق ع درباره عشق پرسیدم امام فرمودند قلوبی هستند که از یاد خدا تهی گشتند پس خداوند محبت غیر خود را در آنان قرار داد.

 

 

 

3. رسول خدا ص  فرمودند :  هر کس عاشق شود و عشق خود را بروز ندهد و پاکدامنی ورزد اگر در آن حال از دنیا برود شهید از دنیا رفته است ( یعنی اگر به مرگ طبیعی در آن حالت جان دهد اجر شهیدان را دارد  نه آنکه خودکشی کند )

 

 

                                                                 هردوحدیث  از  کتاب دوستی در قرآن و حدیث ص 273 و 275

 

 


نوشته شده توسط: محسن

روسریم را بر دارم ؟ یکشنبه 87/3/12 ساعت 5:47 صبح


 

دکتر مرتضی آقا تهرانی تعریف می کند که: وقتی در «مؤسسه اسلامی نیویورک» مشغول فعالیت بودم روزی دختر جوانی آمد که می خواست مسلمان شود؛ گفتم برای پذیرفتن اسلام، ابتدا باید خوب تحقیق کنید بعد اگر به این نتیجه رسیدید که دین اسلام دین حق است می توانید مسلمان شوید. او رفت و شروع به مطالعه کرد. در این بین چندین بار دیگر به من مراجعه کرد و در نهایت با ناراحتی گفت: «اگر مرا مسلمان نکیند من می روم و در وسط سالن داد می زنم و می گویم: من مسلمانم!»
گفتم حالا که در پذیرفتن اسلام مصمم شده اید فردا که روز میلاد است بیایید تا در طی مراسمی تشرف شما انجام شود. روز بعد، در بین مراسم گفتم این خانم می خواهد امروز به دین مبین اسلام مشرف شود. یکی از حضار گفت: «لابد این دختر عاشق یک پسر مسلمان شده و چون دین ما اجازه ازدواج او را نمی دهد می خواهد به صورت صوری مسلمان شود.» گفتم: «از صراحت لهجه شما متشکرم! ولی این طور که شما گفتید نیست زیرا او در مورد حقانیت اسلام، مطالعه گسترده ای داشته است. به عنوان مثال در عقاید اسلامی چیزی به نام «بداء» هست که می دانم هیچ کدام از شما چیزی از آن نمی دانید ولی این دختر خانم می داند، به هر حال او در آن مراسم مشرفَ به اسلام شد. خانواده وی که مسیحی بودند با دیدن حجاب او، شروع به آزار و اذیت او کردند. این آزار و اذیت ها روز به روز بیشتر می شد به حدی که مجبور شدم با حضرت «آیه الله مظاهری» تماس گرفته و جریان را با ایشان در میان گذارم. ایشان فرمودند: «آیا احتمال خطر جانی وجود دارد؟» گفتم: «بی خطر هم نیست.» فرمودند: «پس شما به ایشان بگویید می تواند روسری خود را بردارد.» ماجرا را به آن خانم ابلاغ کردم و گفتم: «می توانید روسری خود را بردارید.» او پرسید: «آیا این حکم اولیه است یا حکم ثانویه است و به خاطر تقیه صادر شده است؟» گفتم: «نه! حکم ثانویه است و به خاطر تقیه صادر شده است.» گفت: «اگر روسری خود را بر ندارم و به خاطر حفظ حجابم کشته شوم آیا من شهید محسوب می شوم؟» گفتم: «بله!» گفت: «والله روسری خود را بر نمی دارم هر چند در راه حفسظ حجابم جانم را از دست بدهم.»

البته بعد از این ماجرا خانواده او نیز با مشاهده رفتار بسیار مؤدبانه دخترشان از این خواسته صرف نظر کردند.


 


نوشته شده توسط: محسن

نگاه جمعه 87/3/10 ساعت 8:11 عصر

1. امام صادق ع : هیچ کس غیمتی مانند آنچه از راه پوشیدن چشم به چنگ آید نیافته ‍،هرگاه چشم از حرام بسته شود،به مشاهده جلال و عظمت (حق) سبقت گیرد. ازدواج در اسلام . ص 119

 

2.امام صادق ع : نگاه به دنبال نگاه بذر شهوت را در دل میریزد و همین فتنه برای گمراه کردن شخص کافیست.همان منبع

 

3. امام باقر  ع  : هرکس از نگاههای حرام صرف نظر کند ، خدا مزه عبادتی را به او بچشاند که مایه شادمانی وی باشد .


نوشته شده توسط: محسن

دین شما چست ؟ ا چهارشنبه 87/3/8 ساعت 7:35 عصر
دین شما چست ؟ چگونه شد که این دین را انتخاب کردی ؟ از کدام قسمت این دینت خوشت نمیاید؟

نوشته شده توسط: محسن

حد عقل؟ چهارشنبه 87/3/8 ساعت 7:33 عصر

به نظر شما اموزه های یک دین اگر با عقل ما سازگاری نداشته باشد میتوان آن دین را پذیرفت ؟


نوشته شده توسط: محسن

راه حل ؟ جمعه 87/3/3 ساعت 11:17 عصر

یکی از دوستان دانشجو  را در اتوبوس دیدم .  سلام کرد بعد من را به دوستانش معرفی کرد  . بعد از چند لحظه به من گفت در دانشگاه ما کاری را که علما نتوانستند حل کنند حل کرده اند ! دوست دختر  داشتن  را ازاد کرده اند.

چیزی نگفتم . بعد پرسید دوست دختر داشتن حرام است ؟ چیزی نگفتم . خنده ای کرد و گفت من دوست دختر دارم . نگاهش کردم . ولی چیزی نگفتم . گفت من چاره ای نداشتم . از انتهای اتوبوس صدای خندیدنهای بلند  می آمد . اتوبوس بود من و ده ها دانشجو که گویا مشکلات همه آنها با این که من بگویم  حلال است حل میشود. واقعا ماندم چه بگویم.

 

یکی از آنها گفت فکر کنم چاره در ازدواج موقت است. و گویا همه منتظر شنیدن نه از طرف من بودند . در آن چند دقیقه من چیزی نگفتم  یعنی نمی توانستم  . اتبوس را سکوت فراگرفت حتی پیرمردها که روی صندلی بودند و به ظاهر بیرون را نگاه میکردند نیمی از نگاهشان را به سمت داخل اتوبوس بر گرداندند . اتوبوس گوش شده بود .  همه این حرفها در کمتر از 5 دقیقه اتفاق افتاده بود و من هنوز یک ربع دیگر باید در این اتوبوس بمانم !!!!!!!!!!!

 

گفتم  خدا زن را برای مرد افریده و مرد را هم برای زن. خدا راضی نیست هیچ کدام از شما مجرد بمانید. و اسلام دینی است که  محبوب ترین کارها در ان ازدواج است . یکی پرسید  :دایم یا موقت منظورتونه ؟

 

جوابش را ندادم تا حرفم ناقص نشود.  با لبخندی او را دعوت به سکوت کردم . گفتم این که شما نمی توانید ازدواج کنید این مشکل از اسلام نیست . اسلام نقصی ندارد.  سکوت کردم . یکی پرسید خوب مشکل از کجاست ؟

 

گفتم ما مسیر را اشتباه امده ایم . تا حالا شده  راهی را اشتباه برید؟ سری تکان داد گفتم  بعد چه کردی ؟ گفت پرسیدم  بعد برگشتم

 

گفتم الان هم باید جامعه   برگردد تا بر نگردد  نمیشود چیزی را درست کرد . دیدم یه جوری نگاهم میکنن . گفتم ببینید یکی از موانع ازدواج شما خرج عروسی است. درسته ؟ گفتتند اره .

 

گفتم  این یکی از همان جاهایی هست که راه را اشتباه رفتیم در اسلا م شام عروسی مستحبه . واجب که نیست . وقتی ما یک مستحب را واجب فرض کردیم هزاران جوان  را از دست داده ایم.

 

 

گفتم  اگر مشکلات ازدواج شما را یکی یکی برسی کنیم میبینید که در  اکثر انها مردم خلاف دستور اسلام عمل کرده اند . پس مشکل از  دینی که شما دارید نیست.

 

مهریه جهیزیه  خانه مجزا  شغل پر درامد و همه اینها که  امروزه موانع ازدواجند اگر  خودخواهی و مد پرستی ما نبود  حل شدنی بود.

 

به دانشگاه نزدیک تر شدیم  . یک دفعه یکی از بچه ها گفت : شما هم دوست دختر داشتی ؟  همه خندیدند و از جمله خودم هم یک لبخندی زدم تا دلش نشکنه.

 

در ایستگاه بچه ها پیاده شدند .  پیرمردی که  نزدیک من بود به من اشاره کرد  .دهانش را به گوشم نزدیک کرد و گفت  :این ها هوس رونند ناراحت نشو .  بعد گفت حرفهای خیلی خوبی میزدی  واقعا زن و مرد باید کنار هم  باشن . راستی حالا این عده ازدواج  موقت باید چند وقت باشه ؟! البته دقیقش ؟

 

خلاصه   شب بعد نماز  مغرب جلوی مسجد عقد  پیرمرد  را با یک پیرزن بد اخلاق خواندم .ََ البته به زور به من 2000 تومان داد . گفتم نه اقا لازم نیست . گفت نه من هر بار که عقد کنم  باید یه پولی تبرکی بدم .!!

 

دلم به  حال این همه مظلومیت  اون جوونها سوخت . واقعا  الان چه باید کرد . الان را میگویم .؟

 

 

 


نوشته شده توسط: محسن

کشف اسرار جناب ابلیس ! چهارشنبه 87/3/1 ساعت 7:12 صبح

 موضوع درس، جناب شیطان بود!

روش شیطان چیست؟

نمی دانم چند بار شیطان سرت  گول مالیده است؟

ناراحت نشو!

بالاخره شیطان است دیگر!

راه شیطان راه احساس است. اول شخص را احساساتی میکند . و بعد یک لقمه!

نمی دانم چطور برایت بگویم ، منظورم اینست:

انسان گاهی خوشحال است گاهی غمگین گاهی طمعش گل میکند گاهی محبتش غنچه

،گاهی غضبش بالا میزند گاهی شهوتش . خلاصه در هر یک از این حالتهای مثبت و یا منفی ، آمپر احساس بالا میرود و درجه عقل پایین.

چرا هاج و واج ماندی؟

مگر تو احساس نداری ؟ خوب همین حالت تعجب ، یکی از همین حالتهاست.

وقتی این حالت دست داد شیطان شروع به کار میکند .چه کار میکند؟

خوب وسوسه میکند. راهکار میدهد .نقشه های ماهرنه و دقیق میکشد و خلاصه گاهی از تمام ظرفیت مغزت هم استفاده میکند.

والبته از آن طرف نیروهای رحمان هم شروع به کار کرده به انسان میگویند : اشتباه میروی  حال با خود انسان است که به سخن که گوش دهد.

 اینکه در دین گفته اند محبت  کور و کر میکند علت آنست که وقتی انسان نسبت به کسی محبت پیدا کرد دیگر عقل را کنار میگذارد و بدی های کار را در نظر نمیگیرد

شخصی که عاشق میشود  بدی های معشوق را نمی بیند تا وقتی که به وصال می رسد در آن هنگام تازه متوجه میشود والبته آمار طلاق هم میشود چهل درصد!

 

گفته اند در هنگام غضب هر تصمیمی که انسان میگیرد شیطان در آن شریک است به خاطر آنست که حالت احساس او گل کرده ، در آن حالت، شیطان از فرصت استفاده نموده است.

وشاید این که در اسلام شهادت دادن دو زن مساوی شهادت یک مرد است بخاطر آنست که زنان زود تر فریفته میشوند .چرا ؟

چون بعد احساسی آنان قوی تر است.

و این که مدیریت زندگی را به مرد داده اند نه آنکه مردان را خداوند بیشتر دوست داشته باشد خیر، مدیریت را به دست عقل سپرده اند نه احساس.یعنی به دست کسی که بعد عقلانی او قوی تر است.

 وشاید بتوان گفت : اگر در خانه ای بعد عقلانی زن قوی تر باشد همان بهتر که مدیریت زندگی به دست او باشد که البته این موارد نادر است گرچه هست.

شاید بگویید ما زیاد دیده ایم ؛ولی اشتباه میکنید زیرا زندگی ، جنبه های مختلفی دارد ممکن است یک زن مثلا در بعد اقتصادی از همسرش قوی تر باشد اما زندگی هزاران جنبه دارد.

 البته بهشت زیر پای مادران است.

 

در جامعه ما زنان سعی میکنند دوش به دوش مردان حرکت کنند. آنان به این کار خود افتخار کرده گمان میکنند که بر  ضعف های خود غلبه کرده اند. اینهم یک اندیشه شیطانی است.

 

من فکر میکنم چون  زن موجودی احساسی است شیطان او را از طریق همین جنبه احساسی فریفته ،  به عرصه اجتماع کشانده است . ولی مگر مرد بودن و مثل او شدن برای زن هنر است ؟

 

نگویید احتیاج . من بسیاری از زنان را میشناسم که نیاز مالی ندارند اما کار کردن حتی در معادن را رها نمی کنند. کار کردن امروزه برای زن افتخار شده است. به نظر شما نشده ؟

 

شیطان به برکت این ، مشکلات زیادی را برای جوامع ایجاد کرده است؛ که دود آن هم به چشم مردان میرود هم زنان. که از آن جمله با لا رفتن سن ازدواج و بیکاری مردان ونیز مدیریت احساس بر جامعه بجای مدیریت عقل را میتوان نام برد. چطور ؟

 

وقتی بسیاری از مدیریت های حساس را زنان تصرف کنند قطعا بعد احساسی آنان در مدیریتشان تاثیر گذاشته و حرکت عقلانیت تضعیف میشود. ودست شیطان باز بازتر.

 

 نمی دانم شوق به مردانگی برای زنان چرا ؟

گلی آرزومی کند سنگ فرش باشد ! آنگاه صورت خود را در معرض گامهای عابران قرار میدهد.آیا از گل بودن او چیزی باقی می ماند ؟؟؟

 

 

 

 


نوشته شده توسط: محسن


خانه
مدیریت
پست الکترونیک
شناسنامه
 RSS 

:: کل بازدیدها ::
6438


:: بازدیدهای امروز ::
1


:: بازدیدهای دیروز ::
3



:: درباره من ::

از عقل به عقل

:: لینک به وبلاگ ::

از عقل به عقل


:: آرشیو ::

خرداد 1387
پس صبور باش
اردیبهشت 1387
تیر 1387



:: خبرنامه ::

 

:: وضعیت من در یاهو::

یــــاهـو